๑۩۞۩๑....لحظه های زندگی....๑۩۞۩๑
![]()
اهنگ وبلاگو هم عوض کردم.از اهنگ کلید حسین تهی خیلی خوشم میاد بنظرم باحاله!!!
خوب یه مطلب پیدا کردم بنظر خودم جالب بود گفتم تو این اپم بذارم.در مورد بعضی از افراد خوش شانس و بدشانس هست: ویلیام بدبخت
ویلیام باد پست در سال 1988 در یک مسابقه بختآزمایی در پنسیلوانیا برنده جایزه 16 میلیون دلاری شد و از همین زمان نیز بدبختیهایش آغاز شد. پس از این به ظاهر خوششانسی آنقدر حوادث متعدد برایش رخ داده که او اصلا احساس امنیت نمیکند و میگوید این خوششانسی برایم یک کابوس شده است.
وقتی نامزد سابق ویلیام متوجه شد او این جایزه را برده به سرعت به دادگاه رفت و از او شکایت کرد تا شاید سهمی در این ثروت داشته باشد اما این تنها مورد دعوای حقوقی نبود. برادرش اقدام به استخدام یک قاتل حرفهای کرد تا با مرگ ویلیام او به عنوان تنها وارث صاحب جایزه شود.
پست تصدیق میکند به دلیل بیدقتی و حماقتش نتوانسته از شانسش بهره بگیرد. او در نهایت اعلام ورشکستگی کرد، سپس مجبور شد یک کار ساده با درآمد 450 دلار در ماه را قبول کند. او هنگامی که 65 ساله بود گفت من خسته شدهام، قلبم بیمار است و نمیتوانم کار کنم، در نهایت وی در ژانویه 2007 درگذشت.
درخت و گلوله
هانری زیگلند اینگونه میاندیشید که تقدیر از او رو برگردانده است زیرا مطلع شد نامزدش با یک نفر دیگر فرار کرده به همین جهت به فکر خودکشی افتاد اما وقتی شلیک کرد گلوله فقط صورتش را خراشید و به درون تنه یک درخت فرورفت. هانری با خودش فکر میکرد که چقدر خوشبخت بوده است.
آقای فرانس سلاک متولد سال 1929 یک معلم موسیقی است که به دلیل گرفتاریهای متعددش در حوادثی که بدشانسی به شمار میآمدند مشهور شده است. جالبتر اینکه او ضمنا با خوششانسی تمام از این حوادث نجات پیدا کرده است.
در 1970 وی در پمپ بنزین مشغول بنزین زدن به خودرویش بود که ناگهان پمپ معیوب آتش گرفت، او توانست قبل از اینکه اتومبیلش به طور کامل توسط آتش بلعیده شود، فرار کند. در سال 1973 این بار او در داخل ماشینش بود که خودرو به دلیل نقص فنی آتش گرفت.
************************************ 
![]()
مامانم که اعصابش بهم ریخته بود میگفت اخه این چیه که میخوای تکرارشو هم ببینی؟؟ منم گفتم دفعه اول ادم معمولا یه نکته هایی از فیلمو متوجه نمیشه که تو تکرار میتونه اون نکته ها رو بطور کامل بفهمه!!!
فیلم قشنگی بود سیاوش هم خوب بازی کرد. امیدوارم کارهای دیگه اش هم همینطور بهتر و بهتر بشه....!!! میگم بچه ها تو این یه سال خیلی چیزا واسه بیشتر ماها عوض شد....پارسال همین موقعها هیچکدوممون نه سیاوشی میشناختیم و نه حتی اسمشو شنیده بودیم.یادمه اولای ترانه مادری که تازه سیاوشو دیده بودم ازش خوشم اومد و گفتم ببینم میتونم یه اطلاعاتی ازش گیر بیارم.؟؟؟ ولی هر چی تو اینترنت سرچ میکردم سیاوش خیرابی هیچ اطلاعاتی ازش پیدا نمیشد.هیچی........!!! بعدا کلی وبلاگ و اینجور چیزا با کلی عکس و مطلب در موردش ساخته شد.....تو این یه سال دوستای خوبی پیدا کردم که از اینکه باهاشون اشنا شدم واقعا خوشحالم.خودمم تصمیم گرفتم یه وبلاگ بزنم تا توش هر چی میخوام بنویسم و بذارم .! امیدوارم تو سال ۸۸ اتفاقات قشنگتر و بهتری واسه هممون بیفته و سال متفاوت تری باشه!!! راستی این اولین اپم تو سال ۸۸ بود. ![]()



