های پرشین دات کام







های پرشین دات کام




نیست در این گفته من سوسه ای / گر تو به من قرض دهی بوسه ای / بوسهء دگر سر آن مینهم / لحظه دگر به تو پس میدهم

منو ببخش که بی خبر تو خلوتت پا میزارم / مقصرش دلتنگیه، من که گناهی ندارم

ناله پنداشت که در سینه ی ما جا تنگ است / رفت و برگشت سراسیمه که دنیا تنگ است / دل پیش تو و دیده به سوی دگرانم / تا خلق ندانند به سویت نگرانم

اونقدر فراموشت کردم که حتی واسه ابراز تنفر هم تو ذهنم نمیایی

مثل فرشته ها شده ای احتیاط کن / زیبا و با صفا شده ای احتیاط کن / چندیست که احساس میکنم / عزیزتر از جان ما شده ای، احتیاط کن

چشمانم خسته است و نبض ذهنم افتاده، کاش یک قدم نگاهت نزدیکتر بود

روزگاری او را می جستم، خود را میافتم / کنون خود را می جویم، او را می یابم

تسبیح نیستم اما نفسم را به شماره انداخته است شوق لبهای تو

من نه آنم که دو صد مصرع رنگین گویم / من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم

نگاه تو سیب است و من نیوتنی بیچاره، بی خواب از کشف جاذبه

سرخ شد آیینه از هرم نگاه من و تو / بهتر از عشق کسی نیست پناه من و تو / هنر عاشقی امروز پسند همه نیست / که محبت شده اینگونه گناه من و تو

تو با من باش و بگذار عالمی از من جدا گردد، چو یک دم با تو نشینم، دل از هر غم رها گردد

کاش میشد بوسه ها را قاب کرد / مثل نامه سوی هم پرتاب کرد / کاش میشد عشق را تقسیم کرد / مثل تک شاخه گلی تقدیم کرد