Sms Ashghane + Sms Bivafae
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم دی ۱۳۸۹ ساعت 8:54 توسط KHATERAT E BARAN
|



نیست در این گفته من سوسه ای / گر تو به من قرض دهی بوسه ای / بوسهء دگر سر آن مینهم / لحظه دگر به تو پس میدهم














منو ببخش که بی خبر تو خلوتت پا میزارم / مقصرش دلتنگیه، من که گناهی ندارم














ناله پنداشت که در سینه ی ما جا تنگ است / رفت و برگشت سراسیمه که دنیا تنگ است / دل پیش تو و دیده به سوی دگرانم / تا خلق ندانند به سویت نگرانم














اونقدر فراموشت کردم که حتی واسه ابراز تنفر هم تو ذهنم نمیایی














مثل فرشته ها شده ای احتیاط کن / زیبا و با صفا شده ای احتیاط کن / چندیست که احساس میکنم / عزیزتر از جان ما شده ای، احتیاط کن














چشمانم خسته است و نبض ذهنم افتاده، کاش یک قدم نگاهت نزدیکتر بود














روزگاری او را می جستم، خود را میافتم / کنون خود را می جویم، او را می یابم














تسبیح نیستم اما نفسم را به شماره انداخته است شوق لبهای تو














من نه آنم که دو صد مصرع رنگین گویم / من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم














نگاه تو سیب است و من نیوتنی بیچاره، بی خواب از کشف جاذبه














سرخ شد آیینه از هرم نگاه من و تو / بهتر از عشق کسی نیست پناه من و تو / هنر عاشقی امروز پسند همه نیست / که محبت شده اینگونه گناه من و تو














تو با من باش و بگذار عالمی از من جدا گردد، چو یک دم با تو نشینم، دل از هر غم رها گردد














کاش میشد بوسه ها را قاب کرد / مثل نامه سوی هم پرتاب کرد / کاش میشد عشق را تقسیم کرد / مثل تک شاخه گلی تقدیم کرد
