جملات زیبای فلسفی انگلیسی
آفرین باد بر مرگ ، آفرین باد بر مرگ که با دست های سیاهش تو را خواهد کشت :"تنهایی"
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دست بر شانه هایم میزنی تا "تنهایی" م را بتکانی ، به چه می اندیشی ؟ تکاندن برف از روی شانه آدم برفی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه "تنهایی" ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و می گذرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی است ، بی تو دنیای من ای دوست پر از "تنهایی" است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ، در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت ، خواست "تنهایی" ما را به رخ ما بکشد ، طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت
غلط کرده باران
حالا که مرا به تو بد عادت کرده
بی تو می بارد
روز و شب
بی خستگی
وقتی خودت نیستی،
باران هست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل...خوب است!
مثل همین باران بی سوال
که هی می بارد...
که هی اتفاق آرام و شمرده شمرده می بارد!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
با ابرها چه غصهی پنهانیست؟
این عصرِ چندشنبهی بارانیست؟
وقتی که میبُریم مدام از هم
این عشق نیست، چاقوی زنجانیست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آمدن را
از باد و باران بیاموز
رفتن را
از دل ِ من.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم: من تنها نیستم, تنها منتظرم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پنجره ی باران خورده ات را باز کن
چند سطر پس از باران
چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده
دلم برایت تنگ است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ، ولی باران نمیدانند که من دریایی از دردم ، به ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اندكي عاشقانه تر زير اين باران بمان ابر را بوسيده ام تا بوسه بارانت كند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بغضهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی قلب من است که از چشمان آسمان بیرون میریزد